unimpressive
un·im·pres·sive/ˌʌnɪmˈprɛsɪv/
un-negation / notimpressto evoke admiration or respect-ivetending to / of the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unimpressivesuperlative (عالی): most unimpressive
صفت — عادی
عادیمعمولیبیاثرکماهمیتغیرقابل توجه
چیزی که هیچ تحسین، احترام یا علاقهای برنمیانگیزد؛ معمولی یا متوسط.
Not capable of evoking admiration, respect, or interest; ordinary or mediocre.
«عملکرد تیم کاملاً معمولی بود.»
“The team's performance was rather unimpressive.”
«او تلاش بیاهمیتی برای پرش ارتفاع انجام داد.»
“He made an unimpressive attempt at the high jump.”
«با وجود تبلیغات، فیلم جدید کاملاً معمولی بود.»
“Despite the hype, the new movie was quite unimpressive.”
تفاوت با واژههای مشابه
mediocre— متوسط، معمولی (کیفیت پایینتر از انتظار، نه صرفا میانه روال عادی که خنثی باشد؛ اینجا منفی است.) (اصطلاح منفی و اغلب با کیفیت سروکار دارد.) (در ادبیات فارسی، کلمه 'متوسط' به خودی خود بار معنایی منفی ندارد، اما در کنار معنی unimpressive، به معنی کیفیت پایینتر از انتظار یا عملکرد ضعیف میشود.)
ordinary— عادی (خنثی)، معمولی (خنثی؛ نه خوب نه بد.) (این اصطلاح در مقایسه با exceptional استفاده میشود و بار معنایی منفی ندارد.)