unmake

un·make/ʌnˈmeɪk/
un-reversal / removemaketo create or build
verb (فعل)formalpast (گذشته): unmadepast participle (مفعولی): unmade-ing (حال): unmaking3rd (سوم): unmakes

فعل — از نو خراب کردن

از نو خراب کردنلغو کردن

برگرداندن یا لغو ساخت یا ایجاد چیزی.

To reverse or undo the making or formation of something.

«این تصمیم سال‌ها پیشرفت را از بین می‌برد.»

The decision will unmake years of progress.

«آن‌ها تلاش کردند خسارت ایجاد شده را برگردانند.»

They tried to unmake the damage caused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
undoبرگرداندن

رایج. در مواقعی که چیزی ساخته شده برگردانده شود جایگزین است.

Common. Interchangeable in contexts where something created is reversed or canceled.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000