در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(نیاز، تقاضا یا الزام) برآوردهنشده یا ارضاشده.
(Of a need, demand, or requirement) Not satisfied or fulfilled.
«نیازهای برآوردهنشده زیادی در جامعه وجود دارد.»
“There are many unmet needs in the community.”
«پروژه به دلیل انتظارات برآوردهنشده شکست خورد.»
“The project failed due to unmet expectations.”
رایج. وقتی به نیازها، انتظارات یا آرزوهایی اشاره دارد که برآورده نشدهاند، کاملاً قابل تعویض با unmet است. 'پتانسیل محققنشده' و 'نیازهای برآوردهنشده' هر دو کاربرد دارند.
Common. Completely interchangeable with 'unmet' when referring to needs, expectations, or desires that have not been satisfied. 'Unfulfilled potential' and 'unmet needs' both work.
روزمره. چیزی را توصیف میکند که غایب یا ناقص است، و اغلب به نیاز 'برآوردهنشده' اشاره دارد. در حالی که 'کمبود منابع' کاربرد دارد، نمیتوانید 'نیازهای ناقص' را به جای 'نیازهای برآوردهنشده' به کار ببرید.
Everyday. Describes something that is absent or deficient, often implying an 'unmet' need. While 'lacking resources' works, you wouldn't say 'lacking needs' to mean 'unmet needs'.
(ادبی یا کهنه) برخوردنشده یا دیده نشده.
(Literary or archaic) Not encountered or come across.
«سرنوشت او مسیری نادیده و پر از راز بود.»
“His destiny was an unmet path, full of mysteries.”
«او با چالشی روبهرو شد که قبلاً با آن مواجه نشده بود، و با شجاعت با آن مقابله کرد.»
“She faced an unmet challenge with courage.”
رایج. گاهی اوقات قابل تعویض است، به خصوص در مفهوم استعاری عدم مواجهه با چیزی. 'خطر نادیده' کاربرد دارد، اما 'خطر برخوردنشده' کمتر رایج است.
Common. Can sometimes be used interchangeably, especially in a metaphorical sense of not encountering something. 'An unseen danger' works, but 'an unmet danger' is less common.