در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(در مورد لباس یا پارچه) اتو نشده یا صاف نشده؛ چروکیده.
(Of clothing or fabric) not having been ironed or smoothed; wrinkled.
«او یک کت و شلوار اتو نشده برای جلسه غیررسمی پوشید.»
“He wore an unpressed suit to the casual meeting.”
«دامن اتو نشده او کمی نامرتب به نظر میرسید.»
“Her unpressed skirt looked a bit messy.”
روزمره. مستقیماً قابل تعویض، توصیف کننده حالت چروکخورده یا مچاله شده. 'پیراهن او چروکیده بود.'
Everyday. Directly interchangeable, describing the state of being creased or rumpled. 'His shirt was wrinkled.'
رایج. شبیه چروکیده، اما میتواند به خطوط یا تا خوردگیهای تیزتر اشاره کند، اغلب به دلیل نگهداری. 'رومیزی به دلیل تا خوردگی، چروکخورده بود.'
Common. Similar to wrinkled, but can imply sharper lines or folds, often from storage. 'The tablecloth was creased from being folded.'