unrefrigerated

un·re·frig·er·at·ed/ˌʌn.rɪˈfrɪdʒ.ə.reɪ.tɪd/
un-negation / notrefrigerateto cool or chill-edpast participle/adj suffix
adjective (صفت)technical

صفت — نگهداری شده بدون یخچال

نگهداری شده بدون یخچالبدون سردسازی

نگهداری شده بدون استفاده از یخچال یا سردکننده؛ بدون سردسازی.

Not kept cold by refrigeration; stored or preserved without using a refrigerator.

«شیر نگهداری‌نشده در یخچال سریع در گرما فاسد شد.»

The unrefrigerated milk spoiled quickly in the hot weather.

«مواد غذایی نگهداری‌نشده در یخچال باید سریع‌تر مصرف شوند تا خراب نشوند.»

Unrefrigerated foods must be consumed faster to avoid spoilage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000