unvented

un·vent·ed/ʌnˈvɛntɪd/
un-notventto release air or gas-edpast participle
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more unventedsuperlative (عالی): most unvented

صفت — بدون دریچه

بدون دریچهبدون خروجیتهویه نشده

چیزی که دریچه یا راه خروجی برای رها شدن گاز، دود یا بوی شدید ندارد.

Not having an opening or outlet for the escape of gas, smoke, or a strong smell.

«خشک‌کن بدون خروجی می‌تواند خطر آتش‌سوزی باشد.»

The unvented dryer can be a fire hazard.

«او مواد شیمیایی را در یک کابینت بدون خروجی نگهداری کرد که باعث تجمع خطرناک بخارات شد.»

He stored the chemicals in an unvented cabinet, causing a dangerous buildup of fumes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sealedمهر و موم شده

رایج. دلالت بر کاملاً بسته بودن چیزی دارد، به طوری که هیچ چیز نمی‌تواند وارد یا خارج شود. زمانی که یک وسیله بدون خروجی مهر و موم شده نیز باشد، قابل تعویض است.

Common. Implies that something is closed completely, preventing anything from entering or escaping. Interchangeable when an unvented item is also sealed.

airtightضد هوا

رایج. به معنای کاملاً مهر و موم شده به طوری که هیچ هوایی نمی‌تواند وارد یا خارج شود. زمانی که عدم تهویه به دلیل مهر و موم کامل هوا باشد، قابل تعویض است.

Common. Means completely sealed so that no air can get in or out. Interchangeable when the lack of venting is due to being completely air-sealed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000