vacationed
فعل — به تعطیلات رفت
دورهای را دور از خانه یا کار، معمولاً برای سفر یا استراحت گذراند.
Spent a period of time away from home or work, typically for travel or relaxation.
«تابستان گذشته در هاوایی تعطیلات گذراندیم.»
“We vacationed in Hawaii last summer.”
«آنها در کلبهشان در کوهستان تعطیلات گذراندند.»
“They vacationed at their cabin in the mountains.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج (به ویژه انگلیسی بریتانیایی). مترادف 'vacationed' به معنای به تعطیلات رفتن است. در زمینههای سفر تفریحی کاملاً قابل تعویض است. 'ما سال گذشته در اسپانیا تعطیلات گذراندیم' درست است، 'ما سال گذشته در اسپانیا تعطیلات گذراندیم' درست است.
Common (especially British English). Synonymous with 'vacationed', meaning to take a holiday. Fully interchangeable in contexts of leisure travel. 'We holidayed in Spain last year' works, 'We vacationed in Spain last year' works.
رایج. از جایی به جای دیگر رفتن. 'Traveled' گستردهتر است زیرا لزوماً به معنای تفریح یا استراحت از کار نیست؛ میتواند برای کار یا اهداف دیگر باشد. 'او برای کار سفر کرد' درست است، 'آنها برای تفریح به تعطیلات رفتند' درست است.
Common. To go from one place to another. 'Traveled' is broader as it doesn't necessarily imply leisure or a break from work; it can be for business or other purposes. 'He traveled for work' works, 'They vacationed for pleasure' works.
متضادها
صفت — تعطیلاترفته
مربوط به گذراندن دورهای از زمان دور از خانه یا کار برای اوقات فراغت.
Having spent a period of time away from home or work for leisure.
«خانوادهای که به تعطیلات رفته بودند، سرزنده به نظر میرسیدند.»
“The vacationed family looked refreshed.”
«ذهن تعطیلاترفتهاش بالاخره پاک شد.»
“His vacationed mind was finally clear.”