در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک مجسمه یا مدل واقعینما، به خصوص از یک شخص، که از موم ساخته شده است.
A lifelike figure or model, especially of a person, made from wax.
«ما یک مجسمه مومی از ملکه را در موزه دیدیم.»
“We saw a waxwork of the Queen at the museum.”
«هنرمند در ساخت مجسمههای مومی پیچیده تخصص داشت.»
“The artist specialized in creating intricate waxworks.”
رسمی. یک مجسمه خشن که نماینده فردی منفور است و اغلب به عنوان اعتراض سوزانده یا آویزان میشود. در اشاره به یک اثر هنری زیبا با 'waxwork' قابل جایگزینی نیست؛ فقط اگر خود اثر مومی یک نمایش خشن باشد که برای اعتراض استفاده میشود.
Formal. A crude figure representing a hated person, often burned or hanged as a protest. Not interchangeable with 'waxwork' when referring to a fine art piece; only if the waxwork itself is a crude representation used for protest.
رایج. اصطلاحی کلی برای تندیس یا نمایش فرم انسان یا حیوان. میتواند قابل جایگزینی باشد اما 'waxwork' به مواد آن اشاره دارد. 'Figure' بسیار گستردهتر است.
Common. A general term for a sculpture or representation of a human or animal form. Can be interchangeable but 'waxwork' specifies the material. 'Figure' is much broader.