wayward

way·ward/ˈweɪwərd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more waywardsuperlative (عالی): most wayward

صفت — سرکش

سرکشسرسختنافرمان

به دلیل رفتار نامعمول یا ناسازگار، کنترل یا پیش‌بینی‌اش دشوار است.

Difficult to control or predict because of unusual or perverse behavior.

«کودک سرکش گوش نمی‌داد.»

The wayward child refused to listen.

«رفتار نافرمان ممکن است به دردسر ختم شود.»

Wayward behavior can lead to trouble.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unrulyنافرمان

رسمی. معنی مشابه ولی unruly بیشتر روی نافرمانی به‌ویژه در گروه‌ها یا کودکان تمرکز دارد.

Formal. Similar meaning but unruly emphasizes disobedience especially in groups or children.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000