waylaid

way·laid/ˌweɪˈleɪd/
way-path, route-layto place or put
verb (فعل)formalpast (گذشته): waylaidpast participle (مفعولی): waylaid-ing (حال): waylaying3rd (سوم): waylays

فعل — راه‌بندان شدن

راه‌بندان شدننابهنگام متوقف کردن

گذشتهٔ فعل «راه‌بندان شدن»؛ ناگهانی جلوی کسی را گرفتن یا مزاحم شدن، معمولاً برای گیر انداختن.

Past tense of 'waylay': to stop or interrupt someone unexpectedly, often to ambush or detain.

«آنها در جاده توسط راهزنان متوقف شدند.»

They were waylaid by robbers on the road.

«او در مسیر رسیدن به محل کارش ناگهانی متوقف شد.»

She was waylaid on her way to work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ambushedغافلگیر شده

رسمی. زمانی که به حملات ناگهانی اشاره دارد قابل جایگزینی است؛ واژه waylaid بیشتر به توقف ناگهانی مربوط است، ambushed بیشتر برای حمله کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable when referring to sudden attacks or stops; 'waylaid' often implies a surprise stop or hold-up, 'ambushed' focuses more on attack context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000