noun (اسم)common
اسم — خستگی
خستگیتَنگنَفسی
حالتی که در آن فرد احساس خستگی یا فرسودگی میکند.
The state of being tired or exhausted.
«خستگی در چهرهاش آشکار بود.»
“Weariness was clear on his face.”
«بعد از ساعتها کار، خستگی عمیق احساس کرد.»
“After hours of work, she felt deep weariness.”
تفاوت با واژههای مشابه
fatigue— خستگی
متداول. اشاره به خستگی جسمی یا ذهنی دارد، غالباً قابل جایگزینی است.
Common. Refers to physical or mental tiredness, often interchangeable.