weariness

weari·ness/ˈwɪrinəs/
wearytired or fatigued-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — خستگی

خستگیتَنگ‌نَفسی

حالتی که در آن فرد احساس خستگی یا فرسودگی می‌کند.

The state of being tired or exhausted.

«خستگی در چهره‌اش آشکار بود.»

Weariness was clear on his face.

«بعد از ساعت‌ها کار، خستگی عمیق احساس کرد.»

After hours of work, she felt deep weariness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatigueخستگی

متداول. اشاره به خستگی جسمی یا ذهنی دارد، غالباً قابل جایگزینی است.

Common. Refers to physical or mental tiredness, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000