weatherbeaten

weath·er·beaten/ˈwɛðərˌbiːtən/
weatheratmospheric conditionsbeatenworn or damaged
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more weatherbeatensuperlative (عالی): most weatherbeaten

صفت — فرسوده توسط هوا

فرسوده توسط هواپژمرده از باد و باران

خردیده، فرسوده یا آسیب‌دیده به‌خاطر قرار گرفتن در معرض شرایط جوی.

Worn, damaged, or roughened by exposure to the weather.

«خانه فرسوده شده توسط باد و باران کنار دریا بود.»

The weatherbeaten house stood by the sea.

«صورت فرسوده‌اش نشانه سال‌ها کار سخت بود.»

His weatherbeaten face showed years of hard work.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000