weathered

wea·thered/ˈwɛðərd/
weatherthe atmosphere's state-edpast participle / having experienced
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more weatheredsuperlative (عالی): most weathered

صفت — فرسوده

فرسودهپژمرده

تغییر یافته یا فرسوده شده به دلیل برخورد با شرایط جوی.

Worn or changed in appearance due to exposure to weather.

«حصار فرسوده قدیمی و زبر به نظر می‌رسید.»

The weathered fence looked old and rough.

«او صورتی فرسوده از سال‌ها زیر آفتاب داشت.»

He had a weathered face from years in the sun.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wornفرسوده

رایج. معنی مشابه، اشاره به علائم پیری یا استفاده ناشی از محیط دارد.

Common. Similar meaning, implies signs of age or use caused by environment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000