whap

/wæp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): whappedpast participle (مفعولی): whapped-ing (حال): whapping3rd (سوم): whaps

فعل — ضربه زدن

ضربه زدنکوبیدن

با ضربه‌ای سریع و تیز زدن.

To hit or strike with a sharp, quick blow.

«او توپ را با ضربه‌ای تیز از زمین عبور داد.»

He whapped the ball across the field.

«او با انگشتانش به آرامی به شانه‌اش زد.»

She whapped him lightly on the shoulder.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smackکوبیدن

غیررسمی. ضربه‌ای سریع و تیز، معمولاً با دست.

Informal. A quick, sharp hit, often with the hand.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000