whines

/waɪnz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whinedpast participle (مفعولی): whined-ing (حال): whining3rd (سوم): whines

فعل — نالیدن

نالیدنشکایت کردن

شکل سوم شخص مفرد whine؛ شکایت کردن یا صدای ناله بلند دادن

third person singular of whine; to complain or make a high-pitched sound

«او هر روز از تکالیفش ناله می‌کند.»

He whines about his homework every day.

«سگ وقتی گرسنه است ناله می‌کند.»

The dog whines when it's hungry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainsشکایت می‌کند

رایج. وقتی بر شکایت تمرکز است جایگزین 'whines' می‌شود؛ 'whine' بیشتر حالت آزاردهنده دارد.

Common. Can replace 'whines' when focusing on complaining; 'whine' implies more annoying tone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000