work out

/wɜːrk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ورزش کردن

ورزش کردنتمرین کردن

ورزش کردن برای تناسب اندام یا سلامتی.

To exercise for physical fitness or health.

«او هر صبح در باشگاه ورزش می‌کند.»

He works out every morning at the gym.

«دوست دارم ورزش کنم تا سالم بمانم.»

I like to work out to stay healthy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exerciseتمرین کردن

رایج. در زمینه تناسب اندام قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in physical fitness contexts.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حل کردن

حل کردنمشخص کردن

پیدا کردن راه‌حل یا به توافق رسیدن.

To find a solution or come to an agreement.

«بیا جزئیات را فردا مشخص کنیم.»

Let's work out the details tomorrow.

«آنها به طور دوستانه اختلافات خود را حل کردند.»

They worked out their differences amicably.

تفاوت با واژه‌های مشابه
solveحل کردن

رایج. هنگام حل مسائل یا مشکلات قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when referring to resolving problems or questions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000