begs

/bɛɡz/
begto ask earnestly or humbly-sthird person singular present
verb (فعل)commonpast (گذشته): beggedpast participle (مفعولی): begged-ing (حال): begging3rd (سوم): begs

فعل — التماس می‌کند

التماس می‌کندخواهش می‌کند

با خواهش و فروتنی از کسی درخواست چیزی کردن

Asks someone earnestly or humbly to give or do something

«او هر روز برای کمک التماس می‌کند.»

She begs for help every day.

«او از والدینش می‌خواهد که نروند.»

He begs his parents not to leave.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pleadsالتماس کردن

رسمی. احساسی‌تر و فوری‌تر از beg است، در شرایط جدی گاهی جایگزین می‌شود.

Formal. More emotional and urgent than 'beg', sometimes interchangeable in serious contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000