begrudging
صفت — با اکراه
کاری که با بیمیلی و عدم رضایت انجام شود یا چیزی که با اکراه اعطا شود.
Given, done, or allowed unwillingly or reluctantly.
«او یک عذرخواهی با اکراه ارائه داد.»
“He offered a begrudging apology.”
«آنها با بیمیلی به او احترام گذاشتند.»
“They gave him begrudging respect.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'Reluctant' بیمیلی عمومی برای انجام کاری را توصیف میکند. اغلب میتوان آن را به جای 'begrudging' هنگام توصیف یک عمل استفاده کرد، اما 'begrudging' به طور خاص به معنای کینه یا حسادت است. 'او عذرخواهی بیمیلی کرد' در مقابل 'او عذرخواهی با اکراه کرد' (به این معنی که او نمیخواست عذرخواهی کند).
Common. 'Reluctant' describes a general unwillingness to do something. It can often be used interchangeably with 'begrudging' when describing an action, but 'begrudging' specifically implies resentment or envy. 'He gave a reluctant apology' vs. 'He gave a begrudging apology' (implying he didn't want to apologize).
رایج. 'Resentful' بر احساس تلخی یا خشم تمرکز دارد. در حالی که 'begrudging' از کینه نشأت میگیرد، 'resentful' حالت احساس آن را توصیف میکند، نه خود عمل را. 'او نسبت به موفقیت او کینهورز بود' کاربرد دارد، اما 'او هدیهای کینهورزانه داد' کمتر طبیعی از 'هدیه با اکراه' است.
Common. 'Resentful' focuses on the feeling of bitterness or indignation. While 'begrudging' stems from resentment, 'resentful' describes the state of feeling it, rather than the action itself. 'She felt resentful of his success' works, but 'She gave a resentful gift' is less natural than 'begrudging gift'.