bereftly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·reft·ly/bɪˈrɛftli/
be-completelyreftdeprived of-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): bereftposition (جایگاه): end

قید — به طور محروم

به طور محرومبه طرز اندوهگین

به شکلی که نشان‌دهنده فقدان یا محرومیت شدید است

In a manner showing great loss or deprivation

«او پس از گم شدن سگش به طرز اندوهگینی نگاه می‌کرد.»

He looked bereftly after losing his dog.

«او به طور محروم از هر چیز در خانه‌ی خالی قدم می‌زد.»

She walked bereftly through the empty house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forlornlyغمگین

رسمی است و غم و تنهایی عمیق را منتقل می‌کند، از نظر احساسات نزدیک است.

Formal. Expresses deep sadness and loneliness, close in emotional tone.

desolatelyویران شده

رسمی است و بر خالی بودن و ترک شده بودن تأکید دارد.

Formal. Emphasizes emptiness and abandonment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000