blissful

bliss·ful/ˈblɪsfəl/
blisssupreme happiness-fulfull of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more blissfulsuperlative (عالی): most blissful

صفت — سرشار از سعادت

سرشار از سعادتبسیار شادآرامش‌بخش

پر از شادی و سرخوشی؛ بسیار شاد یا آرامش‌بخش.

Full of joy; extremely happy or peaceful.

«آنها ماه عسل سرشار از سعادتی را در جزیره گذراندند.»

They spent a blissful honeymoon on the island.

«او با لبخندی آرامش‌بخش به غروب آفتاب خیره شد.»

She gazed at the sunset with a blissful smile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joyfulشادمان

متداول. بیانگر شادی و خوشحالی است که اغلب آشکارا نشان داده می‌شود. 'شادمان' می‌تواند شخص یا رویداد را توصیف کند، در حالی که 'blissful' معمولاً یک حالت شادی عمیق و آرام را توصیف می‌کند. 'یک جشن شادمانه' درست است، 'یک جشن سرشار از سعادت' کمتر استفاده می‌شود مگر اینکه بر شادی آرام تأکید کند.

Common. Expresses happiness and delight, often openly displayed. 'Joyful' can describe a person or an event, while 'blissful' typically describes a state of deep, calm happiness. 'A joyful celebration' works, 'a blissful celebration' less so unless it emphasizes a serene happiness.

sereneآرام

رسمی/ادبی. حالت آرامش و آسودگی خاطر را توصیف می‌کند، اغلب با زیبایی طبیعی یا وضعیت درونی فرد مرتبط است. 'Blissful' درجه بالاتری از شادی را نشان می‌دهد، در حالی که 'serene' صرفاً بر آرامش تمرکز دارد. 'یک دریاچه آرام' درست است، 'یک دریاچه سرشار از سعادت' کمتر رایج است.

Formal/literary. Describes a state of peaceful calm and tranquility, often associated with natural beauty or a person's inner state. 'Blissful' implies a higher degree of happiness, while 'serene' focuses purely on peace. 'A serene lake' works, 'a blissful lake' less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000