braking

brak·ing/ˈbreɪkɪŋ/
braketo slow down or stop movement-inggerund or present participle form
noun (اسم)common

اسم — ترمز گرفتن

ترمز گرفتنکند کردن

عمل یا فرایند کند کردن یا توقف وسیله نقلیه با استفاده از ترمزها.

The act or process of slowing or stopping a vehicle by using the brakes.

«برای جلوگیری از تصادف ترمز گرفتن لازم بود.»

Braking was necessary to avoid the accident.

«سیستم ترمز خودرو از کار افتاد.»

The car’s braking system failed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoppingایست‌کردن

رایج. معنی مشابه ولی «ایست‌کردن» عمومی‌تر و محدود به وسایل نقلیه نیست.

Common. Similar sense but 'stopping' is more general and not limited to vehicles or mechanical action.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000