breck
اسم — زمین شخمزده
(گویشی، بریتانیا) قطعه زمینی، به ویژه یک مزرعه، که برای اولین بار یا پس از مدتی آیش گذاشته شدن، شخم زده و کشت میشود.
(Dialectal, UK) A piece of land, especially a field, that is broken up and cultivated for the first time or after lying fallow.
«کشاورز در حال پاکسازی زمین شخمزده برای کاشت در بهار آینده بود.»
“The farmer was clearing the breck for planting next spring.”
«آنها مصنوعات باستانی را در زمین آیش قدیمی کشف کردند.»
“They discovered ancient artifacts on the old breck.”
اسم — زمین بایر شخمزده
(تاریخی، عنصر نام مکان بریتانیا) اصطلاحی توپوگرافیک برای منطقهای از زمین بایر، اغلب شنی یا سنگی، که برای کشت شخم زده شده است.
(Historical, UK place name element) A topographical term for an area of infertile land, often sandy or stony, that has been broken up for cultivation.
«بسیاری از نامهای مکان قدیمی انگلیسی شامل عنصر 'برک' هستند.»
“Many old English place names contain the element 'breck'.”
«این منطقه با محدودههای شنی شخمزده مشخص میشد.»
“The area was characterized by sandy brecks.”