bump into

bump in·to/bʌmp ˈɪntuː/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برخورد کردن با (1)

برخورد کردن بابه صورت اتفاقی دیدن

به طور غیرمنتظره‌ای کسی را ملاقات کردن یا دیدن.

To meet someone unexpectedly.

«در سوپرمارکت با معلم قدیمی‌ام برخورد کردم.»

I bumped into my old teacher at the grocery store.

«ما اغلب در پارک به صورت اتفاقی همدیگر را می‌بینیم.»

We often bump into each other at the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encounterبرخورد کردن

رایج/رسمی. برای ملاقات‌های غیرمنتظره قابل تعویض با 'bump into' است، اما 'encounter' می‌تواند به معنای مواجهه با مشکل یا چالش نیز باشد، در حالی که 'bump into' تقریباً منحصراً برای افراد استفاده می‌شود. 'دوست قدیمی‌ای را در بازار دیدم' و 'به دوست قدیمی‌ای برخوردم' هر دو صحیح هستند.

Common/Formal. Interchangeable with 'bump into' for unexpected meetings, but 'encounter' can also imply facing a problem or challenge, whereas 'bump into' is almost exclusively for people. 'I encountered an old friend at the market' works, and 'I bumped into an old friend' also works.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برخورد کردن با (2)

برخورد کردن باتصادف کردن با

به طور تصادفی با چیزی یا کسی برخورد کردن.

To collide with something or someone, usually by accident.

«به طور تصادفی به میز برخورد کردم و قهوه‌ام ریخت.»

I accidentally bumped into the table and spilled my coffee.

«کودک در حین بازی با بچه دیگری برخورد کرد.»

The child bumped into another kid during play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collideبرخورد کردن

رسمی/فنی. برای اشاره به برخورد فیزیکی قابل تعویض است، اما 'collide' اغلب به معنای برخورد شدیدتر یا تصادف است. 'ماشین‌ها در بزرگراه برخورد کردند' رسمی‌تر از 'ماشین‌ها به هم برخورد کردند' است.

Formal/Technical. Interchangeable when referring to physical impact, but 'collide' often implies a more forceful impact or accident. 'The cars collided on the highway' is more formal than 'The cars bumped into each other'.

hitزدن

رایج. یک اصطلاح بسیار کلی برای ضربه فیزیکی. قابل تعویض است اما 'bump into' به معنای ضربه آرام‌تر و اغلب تصادفی است، در حالی که 'hit' می‌تواند عمدی یا با شدت باشد. 'او به دیوار زد' می‌تواند به معنای عمد یا شدت باشد، 'او به دیوار برخورد کرد' به معنای تصادف است.

Common. A very general term for physical impact. Can be used interchangeably but 'bump into' implies a softer, often accidental, impact, whereas 'hit' can be intentional or forceful. 'He hit the wall' can imply intention or force, 'He bumped into the wall' implies an accident.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مواجه شدن با

مواجه شدن باروبرو شدن با

با مشکل یا دشواری روبرو شدن یا مواجه شدن.

To experience or encounter a problem or difficulty.

«ممکن است با مقاومتی در برابر طرح جدید روبرو شویم.»

We might bump into some resistance to the new plan.

«آنها در طول راه‌اندازی با چند مشکل فنی مواجه شدند.»

They bumped into a few technical issues during the setup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encounterروبرو شدن

رایج. هنگام اشاره به مواجهه با مشکلات یا دشواری‌ها، مستقیماً قابل تعویض است. 'ما با مشکلی روبرو شدیم' دقیقاً مانند 'ما با مشکلی برخورد کردیم' عمل می‌کند.

Common. Directly interchangeable when referring to encountering difficulties or problems. 'We encountered a problem' works just like 'We bumped into a problem'.

faceمواجه شدن

رایج. قابل تعویض است، اما 'face' به معنای مقابله مستقیم با مشکل و اغلب با حس عزم است، در حالی که 'bump into' نشان می‌دهد مشکل غیرمنتظره یا تصادفی بوده است. 'آنها مجبور بودند با چالش‌های زیادی روبرو شوند' مصمم‌تر از 'آنها به چالش‌های زیادی برخورد کردند' به نظر می‌رسد.

Common. Interchangeable, but 'face' implies confronting a problem directly and often with a sense of determination, whereas 'bump into' suggests the problem was unexpected or accidental. 'They had to face many challenges' sounds more determined than 'They bumped into many challenges'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000