noun (اسم)commonplural (جمع): bunches
اسم — دسته
دستهبسته
گروه یا دستهای از اشیاء که به هم بسته یا با هم رشد کردهاند.
Groups or bundles of things held or growing together.
«او دستههایی از انگور را از تاک چید.»
“She picked bunches of grapes from the vine.”
«او دستههایی از گل برای او خرید.»
“He bought bunches of flowers for her.”
تفاوت با واژههای مشابه
cluster— خوشه
متداول. معمولا برای چیزهای رشد کرده مانند انگور، گل؛ مشابه ولی بیشتر طبیعی.
Common. Usually for things growing closely like grapes, flowers; similar but more organic.
bundle— بسته
متداول. بیشتر به بستن یا پیچیده شدن دلالت دارد، در برخی موارد قابل جایگزینی.
Common. Emphasizes tied or wrapped nature, interchangeable in some contexts.