clapped

/klæpt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): clappedpast participle (مفعولی): clapped-ing (حال): clapping3rd (سوم): claps

فعل — کف زد

کف زددست زد

کف دستان خود را مکرراً به هم زد، معمولاً برای تشویق.

Struck the palms of one's hands together repeatedly, typically in applause.

«حضار با شور و هیجان کف زدند.»

The audience clapped enthusiastically.

«او از خوشحالی دست زد.»

She clapped her hands in delight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
applaudedتحسین کرد

رسمی. در حالی که 'applauded' به معنای دست زدن است، بیشتر بر عمل نشان دادن تأیید یا ستایش تمرکز دارد تا صرفاً عمل فیزیکی. 'حضار از اجرا تحسین کردند' درست است.

Formal. While 'applauded' implies clapping, it focuses more on the act of showing approval or praise rather than just the physical action. 'The audience applauded the performance' works.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): clappedpast participle (مفعولی): clapped-ing (حال): clapping3rd (سوم): claps

فعل — گذاشت

گذاشتپرتاب کرد

چیزی را با سرعت و محکم در مکانی خاص قرار داد.

Put something quickly and firmly in a particular place.

«او دستی بر شانه او زد.»

He clapped a hand on her shoulder.

«آنها زندانی را به غل و زنجیر کشیدند.»

They clapped the prisoner in irons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slappedسیلی زد

غیررسمی. زمانی که عمل سریع و محکم باشد، اغلب با ایجاد صدا، با 'clapped' قابل تعویض است. 'او کتاب را روی میز کوبید' درست است.

Informal. Interchangeable with 'clapped' when the action is quick and forceful, often making a sound. 'He slapped the book on the table' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000