debriefing

de·brief·ing/ˈdiːbriːfɪŋ/
de-reverse action or removalbriefshort or concise-ingpresent participle or noun-forming suffix
noun (اسم)formal

اسم — بازپرسی

بازپرسیگزارش پس از عملیات

جلسه‌ای برای مرور و بحث درباره اطلاعات پس از یک مأموریت یا فعالیت

A meeting to review and discuss information after a mission or activity

«تیم پس از تمرین در جلسه بازپرسی شرکت کرد.»

The team attended a debriefing after the exercise.

«بازپرسی‌ها به بهبود مأموریت‌های آینده کمک می‌کنند.»

Debriefings help improve future missions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reportگزارش

رایج. واژه‌ای کلی برای ارائه اطلاعات، ممکن است کمتر جزئی باشد.

Common. General term for presenting information, can be less detailed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000