delator

de·la·tor/dɪˈleɪtər/
delateto accuse, report-oragent, doer
noun (اسم)formalplural (جمع): delators

اسم — خبرچین

خبرچینسخن‌چینافشاگر (با نیت بد)

خبرچین یا متهم‌کننده، به ویژه کسی که دیگران را برای منافع شخصی یا بدخواهی لو می‌دهد؛ سخن‌چین.

An informer or accuser, especially one who denounces others for personal gain or malice; a tattletale.

«امپراتور برای کشف توطئه‌ها علیه حکومتش به خبرچینان تکیه می‌کرد.»

The emperor relied on delators to uncover plots against his rule.

«هیچ‌کس به او اعتماد نداشت زیرا به عنوان یک سخن‌چین شناخته شده بود.»

No one trusted him because he was known as a delator.

تفاوت با واژه‌های مشابه
informerخبردهنده

رایج. اغلب می‌تواند جایگزین 'delator' شود، اما 'informer' خنثی‌تر است و همیشه بار معنایی منفی گزارش مخرب برای منافع شخصی را ندارد. 'یک خبردهنده پلیس' صحیح است، اما 'delator' نیت منفی‌تری را القا می‌کند.

Common. Can often replace 'delator', but 'informer' is more neutral and doesn't always carry the negative connotation of malicious reporting for personal gain. 'A police informer' works, but 'delator' implies more negative intent.

accuserمتهم‌کننده

رایج. به کسی اشاره دارد که رسماً اعلام می‌کند فرد دیگری مرتکب جرمی یا اشتباهی شده است. شبیه به 'delator' است اما فاقد مفهوم قوی بدخواهی یا خودخواهی است که اغلب با 'delator' همراه است. 'متهم‌کننده شواهد را ارائه کرد' صحیح است، 'delator شواهد را ارائه کرد' نیز صحیح است اما به انگیزه‌های پنهانی اشاره دارد.

Common. Refers to someone who formally states that another person is guilty of a crime or error. Similar to 'delator' but lacks the strong implication of malice or self-interest often associated with 'delator'. 'The accuser presented evidence' works, 'The delator presented evidence' also works but hints at ulterior motives.

tattletaleخبرچین

غیررسمی. به کسی، معمولاً یک کودک، اشاره دارد که اشتباه کودک دیگری را به یک بزرگسال می‌گوید. کمتر رسمی از 'delator' است و معمولاً به تخلفات کوچک‌تر اشاره دارد. 'خبرچین به معلم گفت که من تقلب کردم' صحیح است، اما 'delator' برای این بافت بیش از حد رسمی خواهد بود.

Informal. Refers to someone, usually a child, who tells an adult about another child's wrongdoing. It's less formal than 'delator' and usually implies minor offenses. 'The tattletale told the teacher I cheated' works, but 'delator' would be overly formal for this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000