distemper

dis·tem·per/dɪsˈtɛmpər/
dis-apart, asundertempertemperament, state of mind
1noun (اسم)technical

اسم — دیستمپر

دیستمپرطاعون سگی

یک بیماری ویروسی جدی در برخی پستانداران، به ویژه سگ‌ها، که باعث تب، سرفه و مشکلات عصبی می‌شود.

a viral disease of certain mammals, especially dogs, causing fever, coughing, and neurological problems.

«توله سگ علیه دیستمپر واکسینه شد.»

The puppy was vaccinated against distemper.

«دیستمپر در صورت عدم درمان می‌تواند کشنده باشد.»

Distemper can be fatal if not treated.

2noun (اسم)technical

اسم — رنگ دیستمپر

رنگ دیستمپررنگ کدر

نوعی رنگ که با مخلوط کردن رنگدانه با آب و امولسیون چسب یا زرده تخم‌مرغ ساخته می‌شود.

a type of paint made by mixing pigment with water and an emulsion of size, glue, or egg yolk.

«دیوارهای خانه قدیمی با رنگ دیستمپر نقاشی شده بود.»

The walls of the old house were painted with distemper.

«او با دقت رنگدانه ها را مخلوط کرده و دیستمپر را آماده کرد.»

He prepared the distemper by mixing the pigments carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
temperaرنگ تمپرا

فنی/هنری. به یک ماده نقاشی دائمی و سریع خشک شونده که از رنگدانه های رنگی مخلوط با یک چسب محلول در آب، معمولاً زرده تخم مرغ چسبنده، تشکیل شده است، اشاره دارد. distemper نوع خاصی از تمپرا است که اغلب برای دیوارها استفاده می شود، اما tempera به خودی خود گسترده تر است و بیشتر با هنرهای زیبا مرتبط است.

Technical/Art. Refers to a permanent fast-drying painting medium consisting of colored pigment mixed with a water-soluble binder medium, usually glutinous egg yolk. 'Distemper' is a specific type of tempera, often used for walls, but 'tempera' itself is broader and more commonly associated with fine art.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000