emasculating

e·mas·cu·lat·ing/ɪˈmæskjʊleɪtɪŋ/
e-out of, from, removemasculmale, man-ateverb suffix to make or cause-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)formal

صفت — تضعیف‌کننده

تضعیف‌کنندهاز بین برنده توانمندی

احساس تضعیف یا از دست دادن قدرت یا مردانگی دادن به کسی.

Causing someone to feel weakened, deprived of strength or masculinity.

«اظهارات تضعیف‌کننده مردانگی او را عمیقاً آزرد.»

His emasculating remarks hurt her deeply.

«بعد از ازدست دادن کارش احساس تضعیف مردانگی کرد.»

He felt emasculating after losing his job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weakeningتضعیف‌کننده

رایج است. در زمینه‌های از دست دادن قدرت جایگزین می‌شود. مثلاً 'تأثیر تضعیف‌کننده' به جای 'تأثیر تضعیف‌کننده مردانگی'.

Common. Can replace in contexts about loss of strength or power. E.g., 'weakening effect' instead of 'emasculating effect'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000