emigration

e·mi·gra·tion/ˌɛmɪˈɡreɪʃən/
e-outmigrateto move
noun (اسم)formal

اسم — مهاجرت خروج

مهاجرت خروجخروج از کشور

عمل ترک کشور به صورت دائمی برای زندگی در کشوری دیگر.

The act of leaving one’s country to live permanently in another.

«پس از جنگ موجی از مهاجرت خروج رخ داد.»

There was a wave of emigration after the war.

«خانواده‌اش تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفتند.»

His family decided on emigration to Canada.

تفاوت با واژه‌های مشابه
migrationمهاجرت

متداول. اصطلاح کلی برای جابه‌جایی؛ emigration مخصوص ترک کشور خود است.

Common. General term for movement; emigration specifically means leaving one’s country.

exodusخروج جمعی

رسمی. ترک گسترده؛ معنی محدودتری نسبت به emigration دارد.

Formal. Large-scale departure; narrower use than emigration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000