verb (فعل)commonpast (گذشته): existedpast participle (مفعولی): existed-ing (حال): existing3rd (سوم): exists
فعل — وجود داشتن
وجود داشتنبودن
وجود داشتن؛ زنده بودن یا حاضر بودن.
To have actual being or reality; to live or be present.
«دایناسورها میلیونها سال پیش وجود داشتند.»
“Dinosaurs existed millions of years ago.”
«شک دارم که چنین موجوداتی تا به حال وجود داشته باشند.»
“I doubt that such creatures have ever existed.”
تفاوت با واژههای مشابه
live— زندگی کردن
رایج. مشابه است ولی بیشتر به زندگی کردن اشاره دارد تا صرف وجود داشتن؛ مثلاً «انسانها روی زمین زندگی میکنند» در مقابل «انسانها روی زمین وجود دارند.»
Common. Similar meaning but often implies being alive rather than mere existence; 'Humans live on Earth' vs 'Humans exist on Earth.'