verb (فعل)commonpast (گذشته): fattenedpast participle (مفعولی): fattened-ing (حال): fattening3rd (سوم): fattens
فعل — چاق کردن
چاق کردنپرچرب کردنسیر کردن
وزن را افزایش میدهد، مخصوصاً با تغذیه برای چاقتر شدن یا پرچرب شدن.
Increases the weight, especially by feeding to make plumper or fatter.
«کشاورز قبل از فروش خوکها را چاق میکند.»
“The farmer fattens the pigs before selling.”
«این رژیم گاوها را به طور موثری چاق میکند.»
“This diet fattens the cattle efficiently.”
تفاوت با واژههای مشابه
enlarge— بزرگ کردن
رایج. میتواند به افزایش عمومی اندازه اشاره داشته باشد، ولی fatten مخصوص افزایش وزن است.
Common. Can mean general increase in size, but 'fatten' specifically refers to gaining weight.