filaments

fil·a·ments/ˈfɪləmənts/
fil-thread-amentresult/product of an action-splural marker
noun (اسم)commonplural (جمع): filaments

اسم — رشته‌ها

رشته‌هاتارها

شکل جمع کلمه فیلامنت، شیء یا الیاف نخ‌مانند و باریک، به ویژه آنهایی که در ساختارهای حیوانی یا گیاهی یافت می‌شوند.

Plural form of filament, a slender threadlike object or fiber, especially one found in animal or plant structures.

«رشته‌های ظریف تار عنکبوت در آفتاب می‌درخشیدند.»

The delicate filaments of the spider web glistened in the sun.

«لامپ‌ها برای تولید نور از رشته‌های فلزی نازک استفاده می‌کنند.»

Light bulbs use thin metallic filaments to produce light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
threadsنخ‌ها

رایج. 'نخ‌ها' یک اصطلاح کلی برای رشته‌های نازک است که اغلب برای خیاطی یا پارچه استفاده می‌شود. در حالی که برخی از فیلامنت‌ها نخ هستند، همه نخ‌ها فیلامنت بیولوژیکی یا علمی نیستند. 'پارچه با نخ‌های طلایی بافته شده بود.'

Common. 'Threads' is a general term for thin strands, often used for sewing or fabric. While some filaments are threads, not all threads are biological or scientific filaments. 'The cloth was woven with golden threads.'

fibersالیاف

رایج. 'الیاف' ساختارهای نازک و نخ‌مانند هستند که اغلب برای مواد یا در زیست‌شناسی استفاده می‌شوند. این کلمه یک مترادف بسیار نزدیک و اغلب قابل تعویض است، به ویژه هنگام اشاره به مواد طبیعی یا مصنوعی. 'فرش از الیاف مصنوعی ساخته شده بود.'

Common. 'Fibers' are thin, thread-like structures, often used for materials or in biology. It is a very close synonym and often interchangeable, especially when referring to natural or synthetic materials. 'The carpet was made of synthetic fibers.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000