fike

/faɪk/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): fikedpast participle (مفعولی): fiked-ing (حال): fiking3rd (سوم): fikes

فعل — بی‌قراری کردن

بی‌قراری کردنتکان خوردن بی‌قرارنق‌نق کردن

بی‌قراری کردن؛ با بی‌تابی حرکت کردن؛ نق‌نق کردن.

To fidget; to move restlessly; to fuss.

«کودک در طول موعظه طولانی شروع به بی‌قراری در صندلی خود کرد.»

The child began to fike in his chair during the long sermon.

«بی‌قراری نکن و توجه کن!»

Stop fiking and pay attention!

تفاوت با واژه‌های مشابه
fidgetبی‌قراری کردن

رایج. تا حد زیادی با 'fike' قابل جایگزینی و آشناتر است. 'Fidget' به طور خاص به حرکات کوچک و بی‌قرار اشاره دارد. 'او در جایش بی‌قراری کرد' درست است، 'او در جایش fike کرد' کمتر رایج است.

Common. Largely interchangeable with 'fike' and more widely understood. 'Fidget' specifically refers to small, restless movements. 'He fidgeted in his seat' works, 'he fike in his seat' is less common.

fussعجله کردن

رایج. 'Fuss' اغلب به حالت نگرانی مضطرب یا نگرانی بیش از حد اشاره دارد که گاهی شامل فعالیت بی‌مورد یا شکایت است. 'برای مسائل بی‌اهمیت عجله نکن' درست است، 'برای مسائل بی‌اهمیت fike نکن' در این زمینه کمتر رایج است.

Common. 'Fuss' often implies a state of agitated worry or excessive concern, sometimes involving unnecessary activity or complaint. 'Don't fuss over trivial matters' works, 'don't fike over trivial matters' is less common in this context.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): fikes

اسم — بی‌قراری

بی‌قراریتکان خوردن

حالتی از بی‌قراری یا ناآرامی.

A state of restlessness or fidgeting.

«او همیشه قبل از یک ارائه بزرگ در بی‌قراری بود.»

He was always in a fike before a big presentation.

«بی‌قراری نوزاد نشان می‌داد که او خسته است.»

The baby's fike indicated she was tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fidgetبی‌قراری

رایج. اغلب قابل جایگزینی است، اما 'fidget' به عنوان اسم معمولاً به عمل یا عادت بی‌قراری اشاره دارد. 'یک بی‌قراری عصبی' درست است، 'یک fike عصبی' کمتر رایج است.

Common. Often interchangeable, but 'fidget' as a noun usually refers to the act or habit of fidgeting. 'A nervous fidget' works, 'a nervous fike' is less common.

restlessnessناآرامی

رایج. کلی‌تر از 'fike' و به حالت گسترده عدم توانایی در آرامش اشاره دارد. 'احساس ناآرامی' درست است، 'احساس fike' غیرمعمول است.

Common. More general than 'fike', referring to a broad state of inability to relax. 'A feeling of restlessness' works, 'a feeling of fike' is uncommon.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000