اسم — تکهها
جمع «فلیک» به معنی تکههای کوچک و نازک از چیزی، به خصوص وقتی از سطحی جدا شده یا از آسمان میریزند. همچنین به غلات صبحانه نیز اشاره دارد.
Plural of 'flake': small, thin pieces of something, especially when detached from a surface or falling from the sky. Also refers to breakfast cereal.
«پولکهای برف به آرامی میبارند.»
“Snow flakes are falling softly.”
«او هر روز صبح غلات ذرت میخورد.»
“He eats corn flakes for breakfast every day.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به تکههای بسیار نازک و پیچ خورده، معمولاً از چوب یا فلز، که با برش یا رنده کردن تولید میشوند، اشاره دارد. برای برف یا پوست کمتر رایج است.
Everyday. Refers to very thin, curled pieces, typically of wood or metal, produced by cutting or planing. Less common for snow or skin. 'Wood shavings' works.
روزمره/فنی. به صفحات کوچک، نازک و روی هم افتاده، به ویژه روی ماهی، خزندگان یا گاهی پوست، اشاره دارد. اگر 'flakes' نازک و روی هم افتاده باشند، میتواند مترادف باشد.
Everyday/Technical. Refers to small, thin, overlapping plates, especially on fish, reptiles, or sometimes skin. Can be a synonym if the 'flakes' are thin and overlapping. 'Fish scales' works.