1noun (اسم)commonplural (جمع): hands
اسم — دستها
دستها
بخش انتهایی بازوی انسان شامل انگشتان و شست که برای گرفتن اشیا استفاده میشود.
The end part of a person's arm beyond the wrist, including the fingers and thumb.
«او قبل از شام دستهایش را شست.»
“She washed her hands before dinner.”
«او بچه را در دستانش نگه داشت.»
“He held the baby in his hands.”
2noun (اسم)common
اسم — کنترل
کنترلاختیار
کنترل یا مالکیت چیزی.
Control or possession of something.
«تصمیم اکنون در اختیار شماست.»
“The decision is now in your hands.”
«پروژه به دست افراد اشتباهی افتاد.»
“The project fell into the wrong hands.”
تفاوت با واژههای مشابه
control— کنترل/اداره/مهار کردن/سلطه. واژه control در اکثر اوقات با مفهوم کنترل و قدرت به کار میرود. 'در دست دولت بودن' شبیه 'تحت کنترل دولت بودن' است. هر دو واژه میتوانند جایگزین یکدیگر شوند. با این حال hands میتواند برای مسئولیت یا کاری که قرار است انجام شود نیز به کار رود، در حالی که control بیشتر برای مدیریت یک وضعیت استفاده میشود. در جمله 'این مسئولیت در دستان شماست' استفاده از hands برای 'مسئولیت' مناسبتر است تا control. در جمله 'کنترل این وضعیت به دست من است' استفاده از control مناسبتر است.
3verb (فعل)commonpast (گذشته): handedpast participle (مفعولی): handed-ing (حال): handing3rd (سوم): hands
فعل — میدهد
میدهدتحویل میدهد
چیزی را به کسی دادن یا منتقل کردن (سوم شخص مفرد زمان حال).
To give or pass something to someone (third person singular present).
«او توپ را به دوستش میدهد.»
“He hands the ball to his friend.”
«معلم برگهها را تحویل میدهد.»
“The teacher hands out the papers.”
تفاوت با واژههای مشابه
gives— میدهد/اعطا میکند/بخشید. واژه gives یک واژه روزمره است و معنای گستردهتری نسبت به 'hands' دارد. 'Hands' اغلب به معنای انتقال فیزیکی است، در حالی که 'gives' میتواند به صورت انتزاعی هم استفاده شود. 'او کتاب را به او میدهد' (He hands her the book) صحیح است، اما 'او به او نصیحت میدهد' (He gives her advice) درست است و نه 'He hands her advice'.