impediments

im·pe·diments/ɪmˈpɛdəmənts/
im-notpedfoot-mentresult or means
noun (اسم)formalplural (جمع): impediments

اسم — مانع‌ها

مانع‌هامشکلات

مانع‌ها یا مشکلاتی که پیشرفت را دشوار یا کند می‌کنند.

Obstacles or hindrances that make progress difficult or slow down action.

«مشکلات گفتاری را می‌توان با درمان اصلاح کرد.»

Speech impediments can be treated with therapy.

«نبود پول مانعی برای اتمام پروژه است.»

Lack of funds is an impediment to project completion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstaclesمانع‌ها

رایج. در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است و به مواردی اشاره دارد که جلو پیشرفت را می‌گیرند.

Common. Interchangeable in many contexts, meaning things that block or hinder progress.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000