در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزهای ضروری یا فوری که باید انجام شوند؛ دستورات یا وظایف.
Essential or urgent things that must be done; commands or duties.
«رعایت مهلتها یکی از الزامات این کار است.»
“Meeting deadlines is one of the imperatives of this job.”
«الزامات ایمنی را نمیتوان نادیده گرفت.»
“Safety imperatives cannot be ignored.”
متداول. دستورات رسمی یا غیررسمی.
Common. Formal or informal orders.