incognito

in·cog·ni·to/ˌɪnkɒɡˈniːtoʊ/
1adjective (صفت)common

صفت — ناشناس

ناشناسمخفی

وقتی هویت کسی پنهان است تا شناخته نشود یا توجهی جلب نکند.

Having one's identity concealed to avoid notice or recognition.

«آن سلبریتی برای فرار از طرفداران به‌صورت ناشناس سفر کرد.»

The celebrity traveled incognito to avoid fans.

«او در طول مراسم به‌صورت مخفی بود تا اطلاعات جمع کند.»

He stayed incognito during the event to gather information.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anonymousناشناس

شایع. وقتی تاکید روی نداشتن نام یا هویت باشد جایگزین است، ولی incognito بر پنهان‌سازی فعال هویت تاکید دارد.

Common. Can replace 'incognito' when emphasizing lack of name or identity, but 'incognito' stresses active disguise or hiding identity.

undercoverمخفی‌کار

روزمره. معمولاً برای کار مخفی پلیس یا مأموران است و کمتر جایگزین incognito برای ناشناس بودن عادی است.

Common, informal. Often used for secret work by police or agents, less interchangeable for general anonymity or simple disguise.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): incognitoposition (جایگاه): end

قید — به‌صورت ناشناس

به‌صورت ناشناسمخفیانه

به‌صورت ناشناخته یا با هویتی پنهان.

In a disguised or concealed identity.

«او برای اجتناب از جلب توجه به مهمانی به‌صورت ناشناس وارد شد.»

She entered the party incognito to avoid attention.

«نویسنده کتاب را به‌صورت مخفی منتشر کرد.»

The writer published the book incognito.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anonymouslyبه صورت ناشناس

شایع. وقتی هویت مخفی شود جایگزین است ولی incognito معمولاً به معنی نقاب یا تغییر هویت عمدی است.

Common. Can replace incognito when referring to hiding identity, but incognito often implies deliberate disguise, not just anonymity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000