knappy

knap·py/ˈnæpi/
knapa small hill or a knob-ycharacterized by / having
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): knappiersuperlative (عالی): knappiest

صفت — ناهموار

ناهمواربرجسته

دارای برجستگی‌های کوچک یا ناهموار؛ سطحی ناهموار و برجسته

having many knaps or small bumps; uneven or lumpy in texture or surface

«سطح ناهموار راه رفتن را سخت کرد.»

The knappy surface made walking difficult.

«بافت برجسته پارچه قدیمی را حس کرد.»

He felt the knappy texture of the old fabric.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bumpyناهموار

رایج. در توصیف سطوح ناهموار یا جاده‌ها به جای آن استفاده می‌شود مانند «جاده ناهموار»

Common. Interchangeable in describing rough surfaces or roads, like 'a bumpy road'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000