noun (اسم)archaic
اسم — شیادی
شیادیفریبکاریحقهبازی
رفتار نادرست و فریبکارانه؛ حیلهگری
dishonest or unscrupulous behavior; trickery
«حقهبازیهای او در دادگاه فاش شد.»
“His knavery was exposed at the trial.”
«داستان سرشار از حیلهگری و فریب است.»
“The story is full of knavery and deceit.”
تفاوت با واژههای مشابه
dishonesty— بیصداقتی
رایج. اصطلاح کلی برای بیصداقتی؛ رسمیتر از knavery است.
Common. General term for lack of honesty; overlaps with knavery but more formal.
trickery— حقهبازی
رایج. بر فریب هوشمندانه تاکید دارد؛ تا حد زیادی با knavery قابل تعویض است.
Common. Emphasizes cunning deception; largely interchangeable with knavery.