knavish

kna·vish/ˈneɪvɪʃ/
knavedishonest man-ishhaving the quality of
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): knaviersuperlative (عالی): knaviest

صفت — حقه‌باز

حقه‌بازفریبکارموذی

ویژگی افراد نادرست یا غیرقابل اعتماد؛ فریبکار

characteristic of a dishonest or untrustworthy person; deceitful

«لبخند موذیانه او نشانه مشکلی بود.»

He had a knavish smile that warned of trouble.

«حقه‌های فریبکارانه بسیاری را فریب داد.»

The knavish tricks fooled many people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dishonestدرستکار نیست

رایج. اصطلاح کلی برای بی‌صداقتی؛ با knavish هم‌معنی است.

Common. General term for lack of honesty; overlaps with knavish.

deceitfulفریبکار

رایج. بر فریب دادن تاکید می‌کند؛ معنایی مشابه اما کمی قوی‌تر از knavish دارد.

Common. Emphasizes the act of deceiving; similar meaning but slightly stronger than knavish.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000