mode

/moʊd/
modemethod; way of doing something
1noun (اسم)commonplural (جمع): modes

اسم — حالت (1)

حالتروششیوه

شیوه یا سبک خاصی برای انجام کاری؛ روشی مشخص.

A particular way or style of doing something; a manner or method.

«لطفاً تلفن را روی حالت بی‌صدا بگذارید.»

Please switch the phone to silent mode.

«او همیشه به شیوه‌ای بسیار متمرکز کار می‌کند.»

He always works in a very focused mode.

تفاوت با واژه‌های مشابه
methodروش

رایج. می‌تواند به جای mode وقتی به روش منظم اشاره دارد به کار رود، اما mode گسترده‌تر و شامل سبک هم می‌شود.

Common. Can replace 'mode' when referring to a systematic way of doing something, e.g. 'method of operation'; but 'mode' is more general and can mean style as well.

wayراه

خیلی رایج و غیررسمی. به جای mode در معنای روش یا سبک قابل استفاده است ولی mode رسمی‌تر و فنی‌تر است.

Very common and informal. Can replace 'mode' when meaning a manner of doing something, but 'mode' is more formal and technical.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): modes

اسم — حالت (2)

حالتوضعیت

شکل، نوع یا دسته‌ای در یک سیستم، معمولاً در زمینه تنظیمات دستگاه‌ها.

A form, variety, or category within a system, often technical, such as a setting on a device.

«دوربین حالت شب برای نور کم دارد.»

The camera has a night mode for low light.

«قبل از برخاستن، حالت هواپیما را انتخاب کنید.»

Select the airplane mode before takeoff.

تفاوت با واژه‌های مشابه
settingتنظیمات

در زمینه‌های فنی رایج است. وقتی منظور وضعیت دستگاه باشد می‌تواند جایگزین mode شود ولی mode بیشتر به شرایط کاری اشاره دارد.

Common in technical contexts. Can replace 'mode' when referring to device configurations, e.g. 'camera setting' but 'mode' often implies operating conditions.

optionگزینه

رایج است. به گزینه‌های قابل انتخاب اشاره دارد و گاهی به جای mode در معنی وضعیت انتخابی به کار می‌رود.

Common. Refers to choices available, can substitute for 'mode' when it means one of several selectable states.

متضادها
3noun (اسم)technical

اسم — نما

نمامد (آمار)

مقداری که در یک مجموعه داده‌ها بیشترین تکرار را دارد در آمار.

The most frequently occurring value in a set of data in statistics.

«نما (mode) مجموعه داده‌ها عدد ۷ است.»

The mode of the data set is 7.

«در این نظرخواهی، پاسخ غالب همان 'بله' است.»

In this survey, the mode was the answer 'yes'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
most common valueمقدار رایج‌ترین

فنی/آماری. مخصوص تحلیل داده است و در مکالمات معمول جایگزین mode نمی‌شود.

Technical/statistical. Used specifically in data analysis contexts, not interchangeable in everyday use with 'mode'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000