obligingly

ob·li·ging·ly/əˈblɪdʒ.ɪŋ.li/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): obligingposition (جایگاه): end

قید — خوش‌قولانه

خوش‌قولانهمهربانانه

به شکلی که مایل و کمک‌کننده باشد.

In a willing and helpful manner.

«او مهربانانه به من در انجام کار کمک کرد.»

She obligingly helped me with the task.

«کارکنان به مهمانان با خوش‌قولی رفتار کردند.»

The staff acted obligingly towards the guests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
helpfullyکمک‌کننده

روزمره. معمولا قابل جایگزینی وقتی که تمایل به کمک باشد.

Everyday. Often interchangeable when indicating willingness to assist.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000