overhalf

o·ver·half/ˌoʊvərˈhæf/
over-more thanhalfone of two equal parts
adjective (صفت)archaic

صفت — بیش از نصف

بیش از نصفنزدیک به بیشتر

بیش از نصف چیزی؛ کمی بیشتر از ۵۰٪.

More than half of something; a little over 50%.

«بیش از نصف دانش‌آموزان در امتحان قبول شدند.»

Overhalf of the students passed the exam.

«آرا کمی بیش از نصف به نفع پیشنهاد بود.»

The votes were overhalf in favor of the proposal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
majorityاکثریت

رایج. به بیش از نصف اشاره دارد ولی ممکن است مبهم باشد؛ overhalf کمی بالاتر از نصف است.

Common. Means more than half but can be vague; overhalf emphasizes slightly above half.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000