plastered

plas·tered/ˈplæstərd/
1adjective (صفت)informal

صفت — مست

مستسرخوش

بسیار مست یا نشئه.

Very intoxicated or drunk.

«او دیشب در مهمانی خیلی مست بود.»

He was plastered at the party last night.

«اگر مستی، رانندگی نکن.»

Don't drive if you're plastered.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkمست

غیررسمی. مترادف متداول و گسترده برای مست بودن.

Informal. Common synonym used broadly for intoxication.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): plasteredpast participle (مفعولی): plastered-ing (حال): plastering3rd (سوم): plasters

فعل — گچ کاری کرد

گچ کاری کرداندود کرد

گذشته فعل 'plaster'؛ پوشاندن یا اندود کردن با گچ یا ملات.

Past tense of 'plaster'; to cover or coat with plaster.

«دیروز دیوارها را گچ کاری کردند.»

They plastered the walls yesterday.

«برای پوشاندن، ترک‌ها را گچ کاری کردند.»

The cracks were plastered to hide them.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatپوشش دادن

متداول. مترادف برای قرار دادن یک لایه روی سطح؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی.

Common synonym for applying a layer over a surface; interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000