quake

/kweɪk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): quakedpast participle (مفعولی): quaked-ing (حال): quaking3rd (سوم): quakes

فعل — لرزش داشتن

لرزش داشتنلرزش کردن

لرزش یا تکان خوردن، به خصوص به دلیل زمین‌لرزه یا نیروی قوی

To shake or tremble, especially due to an earthquake or strong force

«زمین در طول زلزله لرزید.»

The ground quaked during the earthquake.

«او از ترس در تاریکی لرزید.»

He quaked with fear in the dark.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trembleلرزش

رایج است. معمولا به لرزش‌های کوچک اشاره دارد؛ در برخی موارد قابل جایگزین است.

Common. Usually refers to small shakes; interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000