rant

/rænt/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): rantedpast participle (مفعولی): ranted-ing (حال): ranting3rd (سوم): rants

فعل — ول‌فلفی کردن

ول‌فلفی کردنداد و فریاد کردن

با صدای بلند و عصبانیت اغراق‌آمیز صحبت کردن یا داد زدن.

To speak or shout in a loud, angry, and sometimes exaggerated way.

«او درباره خدمات ضعیف داد و فریاد کرد.»

He ranted about the bad service.

«او دقیقه‌ها بدون توقف داد و فریاد کرد.»

She ranted for minutes without stopping.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blusterغر زدن

غیررسمی است. به صحبت کردن بلند و پرخاشگرانه بدون معنی زیاد اشاره دارد، معمولاً مشابه rant.

Informal. Means loud and aggressive talk often without much meaning. Generally interchangeable with 'rant' when focusing on loud complaining.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): rants

اسم — ول‌فلفی

ول‌فلفیداد و فریاد

سخنرانی بلند و عصبانی که نظرات یا شکایات شدید را بیان می‌کند.

A loud, angry speech expressing strong opinions or complaints.

«ول‌فلفی او بیش از ده دقیقه طول کشید.»

His rant lasted over ten minutes.

«به داد و فریاد او درباره صدا توجه نکردم.»

I ignored her rant about the noise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000