اسم — خرید آزادی
مبلغی که برای آزادی یک فرد اسیر یا ربوده شده پرداخت میشود، جمعِ 'ransom'.
Payments demanded or paid for releasing someone captured or kidnapped, plural form of ransom.
«آدمربایان مبلغهای بزرگی طلب کردند.»
“The kidnappers demanded large ransoms.”
«خانوادهها اغلب برای جمعآوری پول آزادی مشکل دارند.»
“Families often struggle to raise ransoms.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنی کلی پرداخت پول است، در موارد ربایش گاهی جایگزین میشود.
Common. General term for money exchange, sometimes interchangeable with ransom in kidnapping context.
متضادها
فعل — طلب آزادسازی کردن
درخواست یا پرداخت مبلغ برای آزادی کسی، شکل سوم شخص مفرد فعل ransom.
To demand or pay a ransom for the release of someone; third person singular present tense of ransom.
«او برای گرفتن پول گروگانها را طلب میکند.»
“He ransoms hostages to get money.”
«آنها برای سرباز اسیر شده پول درخواست میکنند.»
“They ransoms the captured soldier.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنی پرداخت پول؛ در زمینه آزادی قابل تعویض است.
Common. Means to give money; can be interchangeable when referring to paying a ransom.