در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دوباره مراسم غسل تعمید را انجام داده یا تجربه کرده است. (شکل گذشته فعل rebaptize)
To have undergone or performed the ritual of baptism again. (Past tense of rebaptize)
«او پس از گرویدن به یک فرقه جدید، دوباره غسل تعمید داده شد.»
“He was rebaptized after converting to a new denomination.”
«کشیش نوکیشان بزرگسال را دوباره تعمید داد.»
“The priest rebaptized the adult converts.”